«قلك‌هاي آبي» ايران در خطرند!

نقي آقالو روزنامه‌نگار

به نظر مي‌رسد، مرثيه‌اي ديگر در آستانه نواخته شدن است و آن، آهنگ تخريب كوه‌هاي زاگرس است كه براي دسترسي به آخرين منابع آبي در كشور نواخته مي‌شود!
متاسفانه دولت با هدايت آگاهان در شوراي عالي آب كشور، به منابعي چشم دوخته كه بنده به عنوان تحليلگر نگران مسائل و منابع آب كشور، نام آن را «قلك‌هاي آبي» گذارده‌ام و اين نامگذاري، دلايل تاريخي و اجتماعي دارد. در سال‌هاي نه چندان دور و حتي اكنون نيز خانواده‌هاي كم‌درآمد، معمولا براي پس‌انداز ماهانه جهت تضمين آينده و تحصيل فرزندان، قلك‌هاي سفالي يا پلاستيكي مي‌خريدند و در مواقع بسيار، آن را در جايي دور از چشم ديگران، معمولا در بلندي‌ها و يا زيرزمين چال مي‌كردند. پس از گذشت چند ماه يا چند سال، به محض اينكه اوضاع جاري و مالي و جيب نان‌آور خانواده وخيم مي‌شد، به اين قلك‌ها پناه مي‌بردند. متاسفانه نسل جديد با اين واژه تا حدود زيادي بيگانه است و هر آنچه دارد، مي‌ريزد و مي‌پاشد و اساسا در قاموس مصرف‌گرايي او، واژه‌اي به نام قلك معني و مفهومي قابل ذكر ندارد. يعني دقيقا همان روندي كه در بخش آب و منابع آب كشور به‌طور كامل و حرفه‌اي و به اقتباس از رفتار جوان امروزي اجرا شده است! حكايت و نمايشنامه غم‌انگيز آب و بحران آب در كشور كه با خالي شدن منابع زيرزميني و نشست زمين‌ها مي‌رود تا ابعاد گسترده بيابد، اكنون توسط نويسندگان و طراحان سناريو، به تصوير سكانس پاياني نزديك مي‌شود.
اين سناريو در جلسه دوازدهم مهرماه امسال توسط معاون اول رييس‌جمهور مورد تاكيد قرار گرفته و قرار است نگارش آن با تشكيل كارگروهي ويژه آغاز شود. اين كارگروه با دستور همان مقام محترم براي بررسي امكان برداشت از منابع آب كارستي كشور تشكيل مي‌شود.

بنابراين درخواست، قرار است در اين كارگروه، نمايندگان وزارت نيرو، سازمان برنامه و بودجه، سازمان زمين‌شناسي و اكتشافات معدني، سازمان حفاظت از محيط زيست و ساير دستگاه‌هاي ذي‌ربط (معلوم نيست چرا ذكر نشده!) تشكيل شود تا ابعاد و زواياي مختلف اين كار درخصوص امكان برداشت از اين منابع را مورد بررسي قرار دهند.
به گزارش شخص وزير نيرو در نشست شوراي عالي آب، مركز ملي مطالعات و تحقيقات كارست كشور از جمله مراكز زيرمجموعه اين وزارتخانه است كه مطالعات گسترده‌اي در اين حوزه انجام داده و قرار است به اتفاق سازمان زمين‌شناسي و سازمان‌هاي نامعلوم ديگر، تحقيقات و اقدامات بعدي را در اين زمينه به ويژه در كرانه‌هاي كوه‌هاي زاگرس آغاز كنند.
اين آب‌ها توسط تصميم‌گيران شوراي عالي آب، آب‌هاي فوق استراتژيك كشور نامگذاري شده و اكنون با اين مصوبه، مجوز دولت براي استخراج آن، صادر مي‌شود!
حتي قرار است در اين مورد نه فقط از يافته‌ها و تجهيزات دو سازمان مذكور كه حتي از اطلاعات وزارت نفت، سازمان انرژي اتمي و (...) در اين زمينه بهره‌برداري شود و بدين ترتيب، بررسي همه جانبه و دقيق در مورد منابع آب كارستي كشور انجام پذيرد.
البته اين شورا، لطف فرمود! و يادش نرفته كه خاطرنشان كند، بهره‌برداري از اين منابع فوق‌استراتژيك، فقط براي مصرف آب شرب بوده و به جهت حفظ حقوق بين‌المللي، بايد در چارچوب خاص و ضابطه‌مند توسط وزارت نيرو انجام شود. ملاحظه فرموديد، چقدر دلسوزي و آ‌ينده‌نگري! و البته «زيركي» در اين توصيه ديده مي‌شود.
با اين اقدام و آينده‌نگري! تعجب نكنيد اگر بشنويد، از همين فردا، گروه‌هايي به اطراف رشته كوه‌هاي زاگرس و... اعزام شوند تا دل و روده كوه‌ها را براي دستيابي به آب‌هاي پنهان «كارست»ها در عمق كوه‌هاي مظلوم ايران بيرون بريزند!‌
واقعا دست مريزاد به اين همه درايت! به اين همه آينده‌نگري! به اين همه دلسوزي و به اين همه جوانمردي!
گفتني است، منابع زيرزميني آبي دو بخش عمده دارد. بخش اصلي آن را منابع آبي در آبرفت‌ها و آبخوان‌هاي دشت‌هاي مظلوم كشور تشكيل مي دهند كه اكنون پر از خالي شده است! و بخش فرعي آن در زير كوهستان‌هاي آهكي است، آنگاه كه آب باران و برف سالانه نازل شده از آسمان، از طريق نفوذ به داخل سنگ‌هاي آهكي و داراي شكاف و خلل و فرج جريان مي‌يابد. اين منابع در عمق كوه‌هاي كشور به وجود مي‌آيد و بناست، محققان و مهندسان و... آنها را بيشتر در كوه‌هاي زاگرس البته با انجام تحقيقات ضروري و عمليات اكتشاف پيدا كنند و به دام اندازند! چنانكه آب‌هاي روان سطحي را در پشت سدها به دام انداختند!
و اين همان مرثيه‌اي است براي تخريب كوه‌هاي زاگرس قد برافراشته كشور كه در ابتداي مطلب عنوان شد!

روزنامه اعتماد 

آب در قاب هنر

صدای آب

* محسن پرستاری

موضوع بحران آب دقیقا چه زمانی، از چه سالی و از کجا شروع شده است؟ آیا برای یافتن پاسخ این سوال می توان اندکی به حل مشکلات بی آبی کمکی کرد که جواب قطع الیقین منفی است.

اوایل قرن بیستم بود که مارک تواین نویسنده و طنزپرداز فرانسوی در خصوص آب و آینده این نعمت گرانقدر تلنگری به جامعه بشریت زد. وی اظهار کرد که: «آب موضوعی است برای جنگیدن. » خیلی ها در آن زمان پیام مطلب را نگرفتند و اگر هم گرفتند تعدادشان خیلی انگشت شمار بود. همین تعداد انگشت شمارها برای فرار از جنگ و همچنین برای عملی کردن جمله معروف «دنیا جایی است برای زندگی » اقداماتی انجام دادند. به واقع متضرران کسانی بودند که آینده ای برایشان متصور نشده بود.

همین جمله مارک تواین کافی بود تا بر سند ادای دیِن ادبیات در خصوص آب امضایی نقش بندد. اما جا داشت که در این خصوص حتی رمان ها و داستان هایی هم نوشته می شد تا سند همکاری آب و ادبیات همچنان بسته یا فعالیتش رنگ نمی باخت.

جرج میلر استرالیایی را نیز یکی از پیشگامان امضاکنندگان سند همکاری هنر و موضوع آب و بحران آن باید دانست. میلر در زمینه سینما یکی از کارهای شاهکار خود را در سال 2014 روی پرده سینما برد و باعث بهت و حیرت تماشاگران شد.

این کارگردان سینما بخش اعظمی از مشهور و معروفیت خود را مدیون ساخت سری فیلم های «مکس دیوانه » است. میلر بعد از ساخت چندین قسمت از سری مکس دیوانه دست به تجربه بزرگی زد. پروژه عظیم فیلم «مکس دیوانه، جاده خشم Mad Max: Fury Road »  بلاخره در نوامبر 2013 مرحله فیلمبرداری خود را به پایان رساند. اوایل ماه اوت سال 2015 بود که مراسم فرش قرمز اکران جهانی این فیلم در تئاتر چینی تی سی ال برگزار شد. تاریخ سینما خود به جرات مدعی بود که این فیلم یکی از بهترین فیلم های اکشن سینماست. هشتاد و هشتمین مراسم اسکار خود گویای این مطلب بود. جایی که مد مکس، جاده خشم با نامزدی در ۱۰ رشته پس از فیلم «بازگشته» جایگاه دوم را از آن خود کرد.

گوشه هایی از جهانی که با پایان ذخایر معدنی و منابع طبیعی همچون آب روبرو است در این فیلم به تصویر کشیده شده است.

کل داستان فیلم در آینده اتفاق می اُفتد. سکانس های آغازین فیلم درباره نابودی زندگی روی کره زمین است. ابتدا محوریت جنگ ها با نفت است و بعد اتمام بنزین و سپس پایان آب و مصداق بارز آیه «آیا آبی را که می نوشید دیده اید؟ » (واقعه آیه 68) که آن زمان معنا و مفهوم جدیدی از خود به بشریت و جهان القا خواهد کرد؛ و در نهایت منفجر شدن بمب و نابود شدن جهان.

اضمحلال منابع طبیعی یعنی پایان زندگی، آغاز نبردی برای زنده ماندن، شروع رقابتی نابرابر برای یافتن امید و صد البته سقوط صفات انسانی و ...

فصلنامه صدای آب شماره 4

اگر آب نباشد...

صدای آب

محمد رضا نوذریان                                                                                                            

بیان صریح قرآن کریم در بخشی از آیه سی‏ام سوره مبارک انبیاء «وجعلنا من الماء کل شئ حی» و به کاربرده شدن واژه «کل» ، از سوی یگانه آفریدگار مطلق هستی، تردیدی باقی نمی‏گذارد که آب ، لازمه زنده ماندن همه چیز است و بنابراین اگراین عنصر حیات بخش، وجود نداشته باشد همه چیز نابود خواهد شد. دراین بین، یکی از آفریده‏های زیبا و نشانه‏های قدرت بی‏پایان پروردگار که نقشی موثر در زندگی انسان و بسیاری از جانداران دارند و در بی‏آبی از بین خواهند رفت درختان هستند. خداوند متعال در قرآن کریم بارها و به طور پیوسته،  نقش این آفریده خود را مورد توجه و توضیح قرار داده است که هرکدام، درخور تدبر و تامل‏اند چرا که، این تکرارها و استمرارها نه از سر تصادف بلکه برخاسته از علم بی‏پایان دانای مطلق و در راستای دست‏یابی به هدف متعالی تربیت انسان رخ داده‏اند. برای مثال آن‏گاه که در آيه شصتم سوره مبارك نمل، به بارش باران، رويش باغ‏ها و سرانجام به ايجاد زندگی در درختان تاکید می‏شود، می‏توان با اندیشیدنی ژرف در ماهیت و اجزای درختان، جلوه‏ای از قدرت خالق علیم را درک نمود.

درختان، خاضعان پیشگاه احدیت‏اند به گونه‏ای که در آيه هیجدهم سوره مبارك حج و نیز آیه ششم سوره «الرحمن»،  از جمله سجده‏کنندگان به درگاه خداوند معرفی شده‏اند، لاجرم، این طراوت‏آفرینان حیات، نه تنهابه موجب آیه «يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ...» مانند همه  آنچه که در آسمان‏ها و زمین هستند تسبیح معبود متعال را به جا می‏آورند بلکه به طور اخص نیز از ساجدان حضرت سبحان به شمار می‏روند.

قرآن كريم، در شرح زندگاني برخی پيامبران از جمله داستان اخراج حضرت آدم از بهشت به خاطر نزدیک شدن او و همسرش به «شجره ممنوعه» و تناول نمودن از میوه آن درخت و یا در داستان یونس (ع) در سوره صافات که متعاقب بیرون آمدن از شکم ماهی، خداوند درختي بر سر راه او روياند (تا در سايه آن آرامش يابد و از ميوه‌اش بخورد)، به نقش و رسالت درختان هم اشاراتی دارد اما شاید داستان مریم، وقتی كه پس از به دنیا آوردن فرزندش عیسی (ع)، از قومش دور شد و در بیابان در كنار درخت خرمايي فرود ‌آمد و خداوند به او فرمود : «و هزي اليك بجذع النخله تساقط عليك رطباً جنياً ...» ، معروفیت بیش‏تری داشته باشند.

نکته ارزشمند و حائز اهمیت دیگر، نقش درخت در جریان بعثت موسی (ع) است که به موجب  آیه سی‏ام سوره مبارک قصص، «... في البقعة المباركة من الشجرة ان يا موسي اني انا الله رب العالمين» از درخت ندا داده شد که ای موسی همانا من پروردگار جهانیان هستم... و به این گونه توانای ازلی و ابدی از پس درختی با بنده‏اش سخن راند.

مانستگی درختان در برخی آیه‏های قرآن هم درخور تدبرند. برای مثال در آيه بیست و چهارم سوره ابراهيم (ع )  «... كلمة طيبة كشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها في السماء»، گفتار و اعتقاد پاکیزه ( كلمه طيبه ) به درختي پاک مانند شده  كه ريشه‌اش استوار و شاخه‏اش آسمان را فراگرفته است.

 طبق آموزه‏های کتاب هدایت، هم بهشت و هم جهنم، درختانی دارند که ساکنان بهشت و دوزخ از میوه‏های آنان برخوردار خواهند شد و این از سوره‏هایی مانند  انسان، الرحمن، صافات و الدخان قابل دریافت است.

آری، اگر آب نباشد، درختان - این نعمات ارزنده الهی - ایستاده خواهند مرد.

فصلنامه صدای آب شماره 4

انتقال آب، آخرين تير تركش

اسماعيل كهرم (مشاور رييس سازمان محيط‌زيست)

صدای آب

كشور ايران از لحاظ جغرافيايي در منطقه خشك و نيمه‌خشك جهان قرار گرفته است. اين درحالي است كه در طول 12سال گذشته نيز در معرض شديد خشكسالي قرار گرفته‌ايم و دامنه اين بحران روز‌به‌روز گسترده‌تر شده است. به اين ترتيب با صراحت مي‌توان عنوان كرد كه زنگ خطر بي‌آبي چندين سال است كه در كشور به صدا درآمده است. ازسوي ديگر حدود 5 تا 10سال ديگر شدت بي‌آبي تشديد خواهد شد و تبعات خشكسالي بيشتر دامن ما را خواهد گرفت. در اين ميان همواره يكي از راه‌هايي كه مقامات براي كنترل بحران كم‌آبي درنظر گرفته‌اند، انتقال آب از يك حوزه به حوزه‌يي ديگر بوده است. تجربه‌يي كه برخي كشورها همچون چين و ايالات‌متحده امريكا ازسر گذرانده و از نتايج آن نيز رضايت چنداني نداشته‌اند.

اين روش خارج از هر نتيجه‌يي كه در پي داشته همواره در مبدا صداي گلايه مردم را درآورده و در مقصد باعث رضايت و خوشحالي مردم شده است. اما موضوع مهم كه صورت‌مساله اصلي نيز به‌شمار مي‌رود اين است كه انتقال آب به چه مقصد و منظوري انجام مي‌شود؟ اگر براي تامين آب شرب نواحي شرقي كشور باشد، بي‌شك در اين امر بايد مشاركت كرد، اما اگر بخواهند آب خليج‌فارس را به يزد، كرمان و سمنان و براي زراعت و كشاورزي انتقال دهند، كار بيهوده‌يي است، چراكه تنها عامل توسعه كشاورزي آب نيست، بلكه عوامل ديگري همچون خاك و هوا هم در اين امر دخيل هستند. اگر انتقال آب براي بخش صنعت باشد باز هم اين انتقال نمي‌تواند سودمند باشد. تجربه خشك شدن آب رودخانه زاينده‌رود و استفاده از منابع آبي اين رودخانه براي صنايع ذوب‌آهن و فولاد، براي چرايي اين موضوع به اندازه كافي لازم است.

اما مساله‌ ديگري كه وجود دارد اين است كه آيا ما راه‌ها و روش‌هاي ديگر را آزموده‌ايم كه اكنون به انتقال آب مي‌انديشيم؟ يكي از روش‌هايي كه براي تامين منابع آبي مي‌توان درنظر داشت، بهبود سيستم آبياري كشاورزي است. آمارها نشان مي‌دهد كه 93درصد از حجم آب كشور صرف كشاورزي، 4درصد صرف صنعت و 3درصد باقي‌مانده صرف آب شرب مي‌شود. اين درحالي است كه مي‌توان 93درصد تخصيص داده شده به بخش كشاورزي را تا 50درصد كاهش داد. در حال حاضر سيستم آبياري كشور همان سيستمي است كه در زمان كوروش مورداستفاده قرار مي‌گرفت و از آن به‌عنوان سيستم آبياري غرقابي ياد مي‌شود. دنيا تكان خورده و روش‌هاي ديگري هم ابداع شده‌اند. روش‌هاي قطره‌يي، باراني و مه‌پاش امروزه به‌طور گسترده در بيشتر كشورهاي دنيا رواج يافته‌اند و مورداستفاده قرار مي‌گيرند و در اين روش‌ها آب كمتري نيز مصرف مي‌شود. اگر آب كمتري مصرف شود، آب بيشتري براي درياچه‌ها، صنعت و شرب وجود خواهد داشت، بنابراين به‌جاي اينكه آب را از خليج‌فارس به فلات مركزي و از آنجا به دامنه‌هاي شرقي كشور انتقال دهيم، در گام نخست مشخص كنيم كه آب را به چه منظور و كاربردي مي‌خواهيم و از اين طريق راندمان آب را افزايش دهيم.

با اين حال از ديدگاه من برنامه‌هايي كه دولتمردان براي بحران كم‌آبي و انتقال به بخش‌هاي ديگر كشور درنظر گرفته‌اند مربوط به 20سال آينده است. اگر قرار است آب را از خليج‌فارس به فلات شرقي منتقل كرد، بايد اين موضوع را درنظر داشت كه در طول 20سال گذشته ميزان شوري آب خليج‌فارس 1.5برابر شده است. اگر آب بيش از اين شور شود ماهي‌هايي همچون حلوا، كفشك و... نيز از بين خواهند رفت و درنتيجه مردم جنوب نيز با مشكلات زيست‌محيطي رو‌به‌رو خواهند شد.

اين درحالي است كه تمام دنيا هم مي‌داند، مسير فعلي براي حل بحران آب ايران، كاملا اشتباه است. بنابراين به جاي اينكه آب را از حوزه‌يي به حوزه ديگر انتقال دهند، اول پساب‌ها و آب‌هاي زائد را بازيافت كنند، دوم بهره آب كشاورزي را افزايش دهند و در درجه سوم و آخرين تير تركش آب را منتقل كنند آن هم نه براي استفاده صنايع و كشاورزي بلكه براي صرف شدن در بخش شرب كشور.

روزنامه تعادل

مشکل چیست و از کجاست؟

محسن پرستاریمحسن پرستاری

بعد از اینکه از نزدیک مشکلات و معضلات آب با جان و دلم خو گرفت و در نتیجه با کلمات بحران، خشکسالی و بی‌آبی آشنا شدم یک جورایی حس مسولیت سد راهم شد. در این عصر فناوری وتکنولوژی اطلاعات و با کمک از شبکه‌های مجازی آن هم از نوع تلگرام‌اش یک کانالی با موضوع آب، بحران و خشکسالی راه‌اندازی کردم. احساس بر این بود که حرکت، آغاز راهی است در راستای تکلیفی که بر گردنم نهاد شده است. گویند برداشتن قدم اول خیلی سخت است اما اگر قدم خوش یُمن باشد چطور؟ به محض انتشار دومین شماره نشریه صدای آب، قدم اول که خیلی هم خوش یُمن بود؛ برداشته شد. با توجه به اینکه با اهالی رسانه، مطبوعات و خبر طوری گره خورده بودم و یکی از رسالت اصلی اهالی رسانه را در آگاهی و اطلاع‌رسانی به جامعه می‌دانستم (که بی‌شک همین است و همین نیز خواهد بود) مامور این کار شدم. هر از گاهی به خود بالیده و از سر این بالندگی با خود چنین نجوا می‌کردم: «کاری که الان انجام میدم کمتر از کار دهقان فداکار نیس. چرا که دهقان عزیز یه قطار رو نجات داد و من حداقل می‌تونم یه منطقه یا یه شهری را از این بحران خلاصشون کرده و نجاتشون بدم» توی آسمان‌ها داشتم سیر می‌کردم.  هر از گاهی هم خواب می دیدم که اسمم رفته روی کتاب های ابتدایی و دانش آموزان دارند از روی آن مشق می نویسند. بعد از یکی دو هفته‌ای فعالیت در این کانال، یهویی به کله‌ام زد تا سایتی را هم راه‌اندازی کنم. تب فعالیت در شبکه‌های مجازی داغم کرده و همین امر باعث شده بود که حیطه فعالیتم را گسترش بدهم. حالا فکر راه‌اندازی سایت تو مخ‌ام بود و داشت عذابم می‌داد. اما کو امکانات و پول و ... بسوزد پدر بی پولی. با توجه به نبود امکانات قناعت کرده و وبلاگی را راه انداختیم. بزن و بکوب شروع شد. (فکرتون به جاهای دیگه نره ها. منظورم آغاز دوره جدید فعالیتم بود.) ذوق و شوق عجیبی تمام وجودم را فرا گرفته بود. هر روز مرور مطبوعات و انعکاس مطالب روزنامه‌ها (در رابطه با آب) یکی از کارهایم شده بود. بررسی اخبار تمامی استان‌ها ، بررسی سایت‌های خبری، طرح‌ها و معرفی کتاب‌ها ... که جای خودش را داشت.

 وبلاگی به راه انداخته بودیم که یک مرجعی کاملی در این رابطه آب و این جور چیزها بود.

همین طور که کار جلوتر می‌رفت طرح‌ها و ایده‌های زیادی به سرم می‌زد اما مجبور می‌‌‌شدم برای عملیاتی کردنشان کمی با دنده سنگین حرکت کنم. چرا که باز تابلوی نبود امکانات و بسوزد پدر بی‌پولی جلوی چشم‌هایم رژه می‌رفت.

خلاصه بعد از سه چهار ماه فعالیت بی‌شائبه کم‌کم دستم به کار نمی‌رفت. از مهمترین علل این امر می‌توان به: نبود امکانات (تاکید برای چندمین بار)، مسئله آمار بازدید‌کنندگان، استقبال کم مخاطبان (قانون «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد») و نبود حمایت معنوی. این یکی چقدر شبیه نمونه سوالات امتحانی شد!

هر روز در در امر جذب مخاطبان به جای سیر صعودی متاسفانه روند نزولی را شاهد بودیم. نه تنها تلگرام بلکه وبلاگ نیز از این قاعده مستثنی نبود. هر روز صفحه بروز شده را که باز می‌شد؛ آمار و تعداد بازدید‌کنندگان با عدد زهر‌آگینش نیش‌ام می‌زد. چند بار تو این موقعیت‌ها به خودم گفتم که: «ای بابا ولش کن مگه فقط تو مسئولی؟» اما باز نمی‌توانستم دست از کار بکشم. خون دهقان فداکار تو رگم می‌جوشید. مگه می‌شد همین طوری کار را ول کرد و رفت؟ به دنبال علت، مشکلات و حتی راهکارهایی برای پرمخاطب کردن کانال و وبلاگ می‌گشتم تا اینکه مجبور شدم از دوستان رسانه و مطبوعاتی در همین راستا کمک بگیرم. یکی دو نفر ازدوستان مطبوعاتی اتفاقا با آغوش باز ازم استقبال کرده و راهکارهایی ارائه کردند. اما باز نشد که نشد. تا اینکه روزی پیش یکی از دوستان نیز این مسئله را مطرح کرده و جواب قابل قبولی شنیدم. دوستم برگشت و گفت: «اولا برا کار فرهنگی باید خرج کنی تا به اهدافت برسی. نمیشه همین طوری و اونم در عرض یکی دو ماه بخوای به مطلوب‌ترین نقطه هدفت برسی. باید تو این عرصه صبر بیشتری داشته باشی.» اما نکته جالب‌ترش این بود: «ما خیلی وقتا جدی نیستیم؛ نمی‌دونم مشکل از کجاس؟ تو با سه چهار ماه فعالیت تو تلگرام نتوستی 150 نفر رو جذبش کنی اما من می‌تونم در عرض یه هفته دو برابر این تعداد رو جذب کنم. حالا برو ببین مشکل از کجاس!» بعدا با قیافه‌ای مطمئن برگشت و بهم گفت: «شک داری؟ امتحان می‌کنیم؟» خلاصه همین شد که بنده خدا می‌گفت. بعد از یک هفته فعالیت در شبکه‌های مجازی و راه اندازی کانالی با موضوع جوک رکورد را زد. جذب بیش از 550 نفر!!! بعد از این همه گفتن و نوشتن فقط می‌خواستم به اینجا برسم که چرا ما بیشتر در تمامی مراحل زندگی به کارهای کم یا بی‌اهمیت زیاد ارزش قائلیم. نکند از روبرو شدن با واقعیت‌ها و مشکلات می‌ترسیم؟ و ...

واقعا مشکل از کجاست؟

آب را گل نکنیم


محمد‌رضا نوذریان

سهراب سپهری شاعر و نویسنده کاشانی مدفون در مشهد اردهال، چکامه‌ای باعنوان «آب را گل نکنیم» دارد که چندین سال است دست کم بخشی از آن بر سر زبان‌هاست و مانند ضرب‌المثلی شیوا و اثرگذار به کار گرفته می‌شود. آب را گل نکنیم / درفرودست انگار، كفتري مي‌خورد آب/ يا كه در بيشه دور، سيره‌يي پر مي‌شويد... او با  دید ظریفش، در بخش دیگری از این اثر به یادماندنی خویش، آورده است : شايد اين آب روان، مي‌رود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي/ دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب...

 این‌گونه آثار که با رویکرد و پرداخت شاعران و نویسندگان این سرزمین دیرپا در طول قرن‌های متمادی، نعمت آب را مورد توجه قرار داده‌اند، صرف نظر از ویژگی‌های ادبی‌شان که بررسی آن‌ها از حوصله این نوشتار بیرون است، دربرگیرنده پیام‌های ارزشی مهم و برخاسته از آموزه‌های انسانی و اعتقادی هستند و در کمک به نهادینه شدن فرهنگ مصرف درست آب سهمی بسزا دارند. فرهنگی که پیشینه‌اش قامتی به بلندای قرن‌ها دارد و بسیاری از نکته‌های مرتبط با آن را می‌توان در آثار کهن ادب بی‌کران فارسی به عنوان آیینه تمام نمای فرهنگ این سرزمین بزرگ و پرافتخار مشاهده کرد.

با مروری حتی گذرا بر هویت تاریخی و فرهنگی‌مان می‌توانیم اذعان نماییم رفتار احترام‌آمیز نیاکان ما به عنصر آب در دوره باستان، مورد تایید دین مبین اسلام نیز قرار گرفت و فراگیر شدن این اعتقاد مبارک طی قرن‌های متمادی در جامعه ایران، به آموزه‌های اسلامی هم وابستگی دارد زیرا واژه آب در قرآن به عنوان بزرگ‌ترین سند فرهنگی آفرینش، بارها تکرار شده و در معانی گوناگونی آمده است، به گونه‌ای که گاهی منظور از آن، همان معنای مطلق آب بوده و بعضا مفاهیم دیگری مانند باران، عرش الهی، جویبار، چشمه سارها و... را دربرداشته است .

 تکرار ده‌ها باره واژه آب در مصحف شریف از سوی آفریدگار بی‌همتا یقینا نه از سر تصادف بلکه مبتنی بر حکمت و دلیل بوده،  بنابر‌این، به نظر می‌رسد دست کم یکی از اهداف این رویکرد، سوق دادن بندگان رب العالمین، به تامل و تدبر درباره مایع زندگی بخش بوده تا انسان‌ها از منظرها و زوایای مختلف اهمیت مایه حیات را دریابند. به بیان دیگر پروردگار متعال، مکررا به اهمیت آب پرداخته تا انسان‌ها به جایگاه این ماده طراوت آفرین گیتی وقوف یابند و طبیعتا پس از دست‌یابی به بصیرت کافی در این خصوص، نحوه رفتار خود در قبال آن را به درستی تنظیم نمایند چراکه آب نه تنها برای انسان سرچشمه زندگانی بلکه عامل پاکی‌ها و تطهیر جسمی و روحی نیز بوده است.

حتی ترجمه ساده برخی آیات قرآن کریم مانند آیه 37 سوره مبارک قیامت نشان می‌دهد نعمت سترگ ایزدی که براساس  « و نزلنا من السماء ماء مباركا ...»، مزین به صفت مبارکی و به موجب «... و انزلنا من السماء ماء طهورا » پاک کننده بشر و زمین و پاکی آفرین به شمار می‌رود ، منشا آفرینش آدمی است  پس می‌تواند رهنمون کننده بشر به سوی خداوند بی‌همتا باشد.

از آموزه‌های کتاب الهی نظیر دستور سوره مبارک اعراف مبنی بر این که بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید و نیز پیام‌های نهفته در قسمت‌های دیگر قرآن چون سوره‌های مبارک طه، غافر و... که در آن‌ها با تعابیر مختلف درباره ضرورت جلوگیری از حیف و میل نعمت‌ها و پرهیز از زیاده‌روی در مصرف سخن به میان آمده و نهایتا اسراف‌‌گران به عنوان سرپیچی‌کنندگان از فرمان خداوندی، اهل آتش معرفی شده‌اند می‌شود اهمیت ویژه رفتار درست در قبال آب را یاد گرفت. همان نعمت بی‌جای‌گزینی که به موجب مفهوم بخشی از آیه 11 سوره زخرف «و آن خدایی كه از آسمان آبی به قدر و اندازه نازل می‌كند ...» نامحدود و لایتناهی نیست.

با این اوصاف به خود وعده دهیم که از آب درست استفاده کنیم و مهربانی با آن را ، عمل به فرمان الهی و عبادت او دانیم چرا که به قول همان شاعر کاشانی‌مان : مردمان سر رود، آب را مي‌فهمند/ گل نكردندش، ما نيز/ آب را گل نكنيم.  

خشک‌ترين کشور منطقه خليج فارس چگونه مشکل کم‌آبي‌خود را حل کرد؟

طه محقق، کارشناس حوزه آب و انرژي

کويت با منابع تجديدپذير آبي‌ناچيز خشک‌ترين کشور منطقه محسوب مي‌شود اما با اين وجود توانسته است آب مورد نياز براي توسعه اقتصادي و جمعيتي خود را با شيرين‌سازي آب دريا تأمين کند، راهبردي که در کشور ما مورد غفلت واقع شده است.کويت کشوري در ناحيه غربي‌خليج فارس با 3.8 ميليون نفر جمعيت و مساحت 18 هزار کيلومترمربع است که شدت تبخير آب در آن زياد است و هيچ رودخانه يا درياچه آبي‌پايداري در خود ندارد به نحوي که در زمينه منابع آبي‌تجديدپذير (شامل جريان رودخانه‌ها و آب‌هاي باران) جزو کشورهاي بسيار خشک دسته‌بندي مي‌شود.براساس آمار بانک جهاني در سال 2013 سرانه منابع آبي‌داخلي تجديدپذير در کويت بسيار ناچيز (نزديک به صفر) بوده است.اين در حالي است که ميانگين جهاني اين متغير 6013 مترمکعب است و براساس اين متغير کويت خشک‌ترين کشور منطقه محسوب مي‌شود.با وجود اين کمبود شديد منابع آبي‌تجديدپذير، کويت توانسته است آب مورد نياز براي توسعه و رشد صنعتي و جمعيتي خود را تأمين کند.براساس آمارهاي بانک جهاني اين کشور در 10 سال اخير به طور ميانگين 3 درصد رشد توليد ناخالص داخلي و 6 درصد رشد جمعيت داشته است و اگر تنها به منابع آبي‌تجديدپذير اکتفا مي‌کرد در اين مسير با مشکلات زيادي روبه‌رو مي‌شد.اما کويت با اتخاذ راهبردهاي مناسب توانسته است بر اين مشکل غلبه پيدا کند که مهمترين اين راهبردها شيرين‌سازي آب دريا بوده است.واحدهاي شيرين‌سازي آب منبع اصلي آب شيرين براي مصارف شرب و خانگي در کويت هستند به نحوي که 92 درصد از آب مورد نياز براي مصارف خانگي و صنعتي و 60 درصد از کل آب مورد نياز در کويت با واحدهاي آب‌شيرين‌کن تأمين مي‌شود.با تأسيس هفت عدد از اين واحدها ظرفيت شيرين‌سازي آب در اين کشور از صفر مترمکعب در روز در سال 1953 به 3 ميليون مترمکعب در روز در سال 2013 رسيده است.در واقع کويتي‌ها که در خشک‌ترين کشور منطقه زندگي مي‌کنند، دريافته‌اند که تأمين آب يکي از مهم‌ترين زيرساخت‌هاي لازم براي افزايش جمعيت و رشد اقتصادي است و براي اين موضوع، از مزيت دسترسي به آب‌هاي خليج فارس استفاده و با شيرين‌سازي آب مشکل خود را حل کرده‌اند.کويتي‌ها که در غرب خليج فارس مستقر هستند در حالي مشکل کم‌آبي‌خود را با برنامه‌ريزي بلندمدت حل کرده‌اند که در سواحل شمالي خليج فارس و درياي عمان، در ايران مشکل کمبود آب به شدت احساس مي‌شود.شهرها و مناطق ساحلي ايران مانند بندرعباس، خرمشهر، آبادان، بوشهر و چابهار جزو مناطق کم‌آب به شمار مي‌روند و اين موضوع مانع بزرگي بر سر راه توسعه‌اين مناطق به شمار مي‌رود.با توجه به دسترسي به آب‌هاي آزاد و وجود منابع انرژي زياد در اين مناطق، پتانسيل زيادي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي آن‌ها وجود دارد اما اين توسعه بدون تأمين آب مورد نياز امکان‌پذير نيست.بنابراين ضروري است دولت با نگاه به تجربه موفق کشورهاي حاشيه خليج فارس مانند کويت، احداث آب‌شيرين‌کن به ميزان مورد نياز در اين مناطق را به صورت جدي در دستور کار قرار دهد و مانع بزرگ ايجاد شده بر سر راه توسعه اقتصادي و اجتماعي اين مناطق را برطرف کند.

عصر ایرانیان

آب ، نفت و توسعه

 ناصر ذاکری

به نظر من یکی از مهمترین معیارهای توسعه‌یافتگی یک جامعه نحوه برخورد و رفتار آن با منابع و ثروت‌های طبیعی خود است. اگر کشوری از این منابع درست بهره‌برداری کند، حرکتش به سمت توسعه سریع‌تر می‌شود. از سوی دیگر اگر جامعه‌ای در مسیر توسعه شروع به حرکت کند، با تغییر طرزتلقی‌ها نسبت به منابع و نیز حاکمیت رفتار عقلایی اقتصادی، برای یافتن بهترین شیوه‌ها در استفاده از منابع تلاش می‌کند.
با توجه به موقعیت ویژه جغرافیایی ایران، دو مایع آب و نفت در جریان توسعه اقتصادی و سرنوشت آینده جامعه ما به شدت تأثیرگذار هستند. از یک سو به دلیل قرار گرفتن در منطقه خشک و کم‌آب، منابع آبی‌مان به شدت محدود است و این امر می‌تواند در بلندمدت به عنوان مانعی بر سر راه توسعه کشور قرار گیرد. از سوی دیگر، ثروت عظیم نفت در اختیار ما است که می‌توانسته و می‌تواند به عنوان سرمایه‌ای ارزشمند در جریان توسعه کشور مورداستفاده قرار گیرد.
حال سؤال این است که با این دو مایع مهم و پرارزش چه کرده‌ایم.
در طول سالیان سال که درآمدهای نفتی به اقتصادمان وارد شده، تا چه میزان از آن برای دستیابی به اهداف توسعه کشور استفاده کرده و به چه دستاوردهایی رسیده‌ایم؟ اگر بخواهیم در این باب به قضاوت منصفانه‌ای برسیم، باید خودمان را با کشورهایی که از داشتن درآمدهای نفتی محروم بوده‌اند، مقایسه کنیم. به بیان دیگر جامعه ما با داشتن چنین منبع درآمدی باید سریع‌تر از سایر جوامع در مسیر توسعه پیش می‌تاخت.
در واقع درآمدهای نفتی اقتصاد ما را دچار بیماری هلندی کرده‌است. این درآمد بیشتر از این که محرک توسعه و تولید باشد، محرک مصرف بوده‌است. به برکت این درآمدها، جامعه ما توانسته در حوزه مصرف عملکردی بسیار قوی‌تر از حوزه تولید داشته‌باشد! به بیان دیگر، این درآمدها یار شاطر نشده و فقط بار خاطر شده‌است.
بسیاری از حوزه‌های فعالیت اقتصادی کشور وابسته به درآمدهای نفتی شده‌است. همه ساله در ایام تصویب لایحه بودجه در مجلس، توجه همگان به مهمترین شاخص یعنی برآورد قیمت نفت برای سال آینده جلب می‌شود. ظاهراً این شاخص در اقتصاد ما سال به سال به جای کاهش درجه اهمیت و کم‌رنگ شدن، پراهمیت‌تر و پررنگ‌تر می‌شود.
در حوزه آب هم عملکردمان چندان مطلوب نیست. با وجود این که همه به کم‌آبی کشورمان واقف هستیم، اما مصرف سرانه آب‌مان بالاتر از مصرف سرانه آب کشورهای توسعه‌یافته و پرآب است! میزان اتلاف آب از شبکه‌های آب‌رسانی برای کل جهان در دامنه ۹ تا ۱۲درصد است. این رقم در ایران در حدود ۲۸ تا ۳۰درصد برآورد شده‌است!
شاخص جالبی که در حوزه آب می‌تواند موردتوجه قرار بگیرد، سهم بخش صنعت در مصرف آب است. سهم بخش صنعت در کشور ما از کل مصرف سالانه آب فقط ۲درصد است. درحالی‌که در کشورهای توسعه‌یافته بخش اعظم آب در صنعت مورداستفاده قرار می‌گیرد. به عنوان مثال سهم صنعت در آلمان برابر با ۶۰درصد و در بلژیک ۸۵درصد است.
اگر قدر منابع محدود آبمان را می‌دانستیم، در طول سالیان سال برای جلوگیری از هدر رفتن آب کاری می‌کردیم، برای بازیافت آب و بازگرداندن فاضلاب‌های شهری به چرخه مصرف سرمایه‌گذاری می‌کردیم، برای گسترش سهم شیوه‌های مدرن آبیاری در کشاورزی که بهتر از شیوه سنتی غرقابی باشند، کاری می‌کردیم. و …
البته بی‌تردید در همه حوزه‌ها کار شده‌است. اما حجم کار انجام‌شده در مقایسه با آن‌چه که باید انجام می‌شد، بسیار کم است. نتیجه این که اینک جامعه ما یکی از اسراف‌کارترین جوامع در عرصه مصرف آب و آلوده ساختن منابع آب زیرزمینی است.

جهان اقتصاد

اندیشکده تدبیر آب ایران

گفتمان جهانی آب، بحران امروز آب را بیش از آنکه ناشی از کمبود آب بداند، ناشی از حکمرانی نادرست آب و توجه‌نکردن به جوامع مدنی و محلی و نیروها و نهادهای خصوصی و اقتصادی می‌داند. با توجه به وضعیت نامناسب کنونی، منابع آب و رویه‌ها، سازوکارها و ساختارهای ناکارآمد در مدیریت آب کشور، اندیشکده تدبیر آب ایران با تشخیص ضرورت تغییر در نظام تصمیم‌گیری و مدیریت آب کشور، در آبان‌ماه ١٣٩١به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های کمیسیون کشاورزی و آب اتاق بازرگانی و صنایع و معادن و کشاورزی کرمان تأسیس شد. این نهاد مأموریت خود را بر مبنای ایفای نقشی در جهت اثربخشی برای اصلاح حکمرانی آب کشور، از طریق آگاه‌ و هوشیار‌کردن عمومی و تصمیم‌گیرندگان تعیین کرده است. برای نیل به این مأموریت، تمرکز اصلی اندیشکده در میان‌مدت بر ایجاد انگیزه و عزم برای تغییر رویه‌ها و سازوکارهای حکمرانی و مدیریت قرار داده و این مهم را از طریق افزایش آگاهی‌ها و ظرفیت‌های اجتماعی، زمینه‌های لازم برای گفت وگو و تبادل‌نظر و تقویت ارتباطات در جهت ظرفیت‌سازی برای تغییر رفتارهای سیاستی و مدیریتی با تأکید بر نقش تسهیلگری خود دنبال می‌کند.
تأکید اندیشکده بر بازساخت حکمرانی آب، با محوریت تقدیت توانایی اجرای تصمیمات است. توانایی اجرای تصمیمات وابسته به توان و ظرفیت ویژه‌ای است که به معنای کسب اقتدار در نظام حکمرانی است. این توان و ظرفیت بر اساس تحقق سه مؤلفه مشارکت، قانون‌مداری و مشروعیت امکان‌پذیر است. از این نگاه، مشارکت یعنی وجود امکان برقراری ارتباط دو یا چندجانبه و تعامل میان بخش عمومی، بخش خصوصی و نهادهای مدنی. قانون‌مداری به مفهوم احترام به قوانین و مقررات و حجیت آن در تصمیمات و قضاوت‌ها به عنوان رویه حاکم و غالب نظام حکمرانی است. مشروعیت، یعنی قبول، رعایت و سازگاری با قواعد، استانداردها و تصمیمات نظام حکمرانی.
اندیشکده تدبر آب ایران فعالیت‌های خود را در سه حوزه سیاست‌پژوهی، ظرفیت‌سازی و ارتباطات سازماندهی می‌کند.
حوزه سیاست‌پژوهی اصلی‌ترین و مهم‌ترین حوزه فعالیتی اندیشکده است که نوعی پژوهش کاربردی تلقی می‌شود که هدف آن، دستیابی به راه‌حل‌های عملی (اجرائی) مسائل اجتماعی است. در این حوزه  با ژرفانگری لازم، توصیه‌های علمی مناسبی به سیاست‌گذاران ارائه می‌شود. در این حوزه، اندیشکده تلاش کرده است شروع کار خود را با بیان مفاهیم و موضوعات بنیادین حکمرانی آب آغاز کند و آن را به مرحله ارائه توصیه‌های سیاستی رساند. مقالاتی که تاکنون در این نهاد تهیه شده و در تارنمای آن قابل‌دسترسی است شامل «چرخه آب با تأکید بر منابع آبی تجدیدپذیر»، «آشنایی با منابع آب زیرزمینی»، «به سوی چارچوب مفهومی و تحلیلی اصلاح حکمرانی آب»، «ارزیابی مقدماتی حکمرانی آب کشور»، «پایداری منابع آب زیرزمینی: مطالعه موردی دشت رفسنجان»، «رسانه و گفت‌وگوی آب»، «حقوق آب در فلات ایران در بستر تحولات اقتصادی و اجتماعی» و «برنامه‌ریزی انگیزه‌ها؛ اقتصاد آب و نقش و جایگاه آن در مدیریت آب» برگزاری کارگاه «نظام حقوقی و بهره‌برداری از آب کشاورزی»، «راه‌های برون‌رفت از بحران آب: نشست رفسنجان»، کارگاه بررسی و نقد طرح تعادل بخشی آب زیرزمینی با حضور مدیران ستادی این طرح و انتشار مستندات آن و حضور و بیان نظرات در نشست بحران آب با تکیه بر منابع آب زیرزمینی در مرکز پژوهش‌های مجلس و آمادگی برای بازکردن پنجره مستقل مربوط به سیاست‌پژوهی در صفحه تارنما اندیشکده، از دیگر اقدامات در این حوزه است.
اندیشکده در حوزه ارتباطات نیز به‌دنبال ایجاد فضای گفت‌وگو برای تضارب آرا و تغییر شرایط ذهنی جامعه و ارتقای آگاهی‌ها درباره ابعاد مختلف مسئله آب و بلندکردن صداهای حامی گفتمان‌های نو در مقابل گفتمان حاکم است. اندیشکده در این خصوص تلاش کرده است نشست‌های هم‌اندیشی برگزار کند. از جمله نشست‌هایی که اندیشکده برگزار کرده است شامل «مدیریت ارتباطات و نقش آن در حکمرانی آب» و سلسله‌نشست‌های آب، فرهنگ و جامعه که با همکاری سه نهاد دیگر به‌منظور اجتماعی‌کردن مسئله آب و ایجاد بستر گفت‌وگوی اجتماعی برگزار کرده است.
از جمله اقدامات اخیر اندیشکده، راه‌اندازی خانواده آب است تا از این طریق با هموارکردن ارتباطات و تعاملات میان دغدغه‌مندان و صاحب‌نظران مسائل آب کشور، در راستای بهبود نظام تصمیم‌گیری اقدام شود.

شرق

فناوری در خدمت تخلیه منابع آب

تحولات تکنولوژیک در استخراج آب زیرزمینی و ارزان‌بودن انرژی، باعث تسهیلِ تجاوز به حقوق بهره‌برداران قبلی و نسل‌های آینده شده است.
 با توجه به ساختار چاه‌هاي دستی و شیوه استخراج آب از آنها، بهره‌برداري از آنها تأثیري بر سطح آب در سفره‌هاي زیرزمینی نمی‌گذارد. استحصال آب از قنوات نیز بر اساس توازن طبیعی لایه‌هاي آبدار و متناسب با بیلان آبی سفره صورت می‌گیرد؛ بنابراین بهره‌برداري از قنوات نمی‌تواند جز به‌صورت جزئی و محلی موجب افت سطح ایستابی آب در سفره شود. چاه نیمه‌عمیق نیز نمی‌توانست چندان موجب کاهش سطح سفره آبی شود. بهره‌برداري از چاه‌هاي عمیق با امکان مکش بیش‌از‌حد آب از اعماق زمین، می‌تواند در نهایت منجر به افت شدید سطح عمومی سفره آب در دشت شود.  
 با آغاز پمپاژ و استخراج آب از چاه، سطح آب زیرزمینی در اطراف چاه به‌تدریج پایین رفته، فرورفتگی مخروطی‌شکلی در سطح ایستابی آب اطراف چاه ایجاد می‌شود. بر اثر پایین‌رفتن سطح آب در اطراف چاه، جریان طبیعی آب زیرزمینی تغییر کرده و آب اطراف و نقاط دورتر با سرعتی بیشتر به سمت چاه جریان ‌یافته و یک مخروط افت* که رأس آن در چاه و قاعده آن در سطح ایستابی آب است، ایجاد می‌شود. با گذشت زمان از سرعت بزرگ‌شدن مخروط افت کاسته می‌شود و سرانجام پس از سپری‌ شدن مدت‌زمانی، مخروط افت به‌صورت پایدار درمی‌آید. در زمین‌های با نفوذ‌پذیری زیاد، مانند شن و ماسه، شعاع مخروط افت، زیاد و ارتفاع آن یا افت عمودی در چاه، کم است و مخروط، شکل بشقابی دارد. در زمین‌های با نفوذپذیری کم، مانند رس و سیلت، شعاع مخروط افت، کم و ارتفاع آن، زیاد است و مخروط، حالت کله‌قندی دارد. شعاع مخروط افت را شعاع تأثیر چاه می‌گویند. شعاع تأثیر چاه بستگی به دبی ‌چاه، مدت پمپاژ و خصوصیات سفره دارد.
به علت نفوذ چاه‌های عمیق به عمق سفره آب، بر هم کنش تأثیر دو یا چند چاه عمیق بر یکدیگر و بر سطح سفره آب می‌تواند بسیار ملموس و بازدارنده باشد. نمای شماتیک چنین پدیده‌ای برای دو چاه فرضی در شکل (١) ترسیم شده است. چنانچه ملاحظه می‌شود، سطح ایستابی آب در هر یک از دو چاه مجاور مشغول بهره‌برداری از یک سفره آبی، به مراتب پایین‌تر از حالتی است که هریک از آنها به‌تنهایی مشغول بهره‌برداری از همان سفره باشند. به‌علاوه، شعاع تأثیر کارکرد آنها در سفره نیز به‌مراتب بزرگ‌تر خواهد بود.
گفتنی است که رفتار این پدیده تابع منحنی‌ای است که آن را منحنی هوبرت* نامیده‌اند. این پدیده باعث کاهش آبدهی بیشتر چاه‌ها و خشکیدن قنوات احداث‌شده در آن سفره آبی خواهد شد. این ویژگی منفی چاه‌هاي عمیق، ضمن آنکه می‌تواند موجب توسعه کشاورزي در کوتاه‌مدت شود، عامل اصلی بروز تنش و تعارض میان بهره‌برداران یک سفره آبی و حتی بین نسل‌هاي متوالی آنها است. با پایین‌تر‌رفتن ارتفاع تراز آب، منابع آب زیرزمینی اطمینان‌پذیری کمتری در مواقع بحرانی مثل دوره‌های خشک دارند.
پیامدهای اصلی پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی عبارتند از:
نشست زمین: بهره‌برداری بیش‌از‌حد باعث خالی‌شدن خلل و فرج آبرفت‌ها از آب و ایجاد فضای خالی بین دانه‌ای می‌شود. به‌این‌ترتیب فضاهای بین‌ذره‌ای که قبلاً از آب پر شده بودند، خالی می‌شوند و هوا جایگزین آب می‌شود. چون هوا مانند آب، تحمل وزن لایه‌های بالایی را ندارد کم‌کم فضای بین ذرات خاک بر اثر عملکرد نیروی ثقل ناشی از وزن طبقات بالایی زمین، بسته شده و خاک متراکم می‌شود. در اثر این فشردگی، ظرفیت آبخوان به صورت برگشت‌ناپذیری کاهش می‌یابد.
با توجه به ناهمگن‌بودن بافت خاک سفره‌های آب، معمولا نشست زمین در همه جهات به‌صورت یکنواخت اتفاق نیفتاده، باعث کج‌شدن جدار چاه‌ها، خارج‌شدن تجهیزات آبکشی از حالت تراز، بروز نقص فنی در آنها و کاهش عمر چاه‌های آب می‌شود. به‌علاوه، نشست غیر‌یکنواخت زمین می‌تواند باعث ایجاد درز و شکاف‌های وسیع و عمیق در اراضی کشاورزی، ساختمان‌ها، تأسیسات شهری و روستایی و آسیب‌دیدن تأسیسات زیر‌بنایی نظیر راه‌ها، پل‌ها، ریل‌های راه‌آهن و خطوط لوله انتقال آب و حامل‌های انرژی شود.
نشست، همچنین ممکن است به‌صورت فروریزش محلی چاه‌ها (Sinkhole) در نواحی‌ای که زیر آبخوان سنگ آهک، دولومیت و دیگر سنگ‌های قابل انحلال قرار دارد، به‌وقوع بپیوندد.
نشست زمین بر اثر اضافه‌برداشت از سفره‌های آب در برخی نقاط دنیا نظیر شهر نیواورلینز (New‌Orleans) در ایالات متحده، باعث شده این شهر که زمانی ارتفاعی بیشتر از سطح دریا داشت، امروزه به پایین‌تر از سطح دریا فرورفته و در نتیجه، زمینه ویرانی شدید شهر بر اثر وقوع توفان‌های سیل‌آسا فراهم شود. متأسفانه، این پدیده را می‌توان در بخش‌های مهمی از ایران نیز نظیر دشت‌های استان‌های کرمان، یزد، همدان و خراسان‌رضوی نیز مشاهده کرد که این موضوع، پایداری بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی و تأسیسات این مناطق را با خطرات جدی مواجه کرده است.
نفوذ (برگشت) آب‌های شور به آبخوان: همان‌گونه‌که می‌دانیم، خروجی منابع آب زیرزمینی در اغلب دشت‌ها به پهنه‌های مردابی، دریاچه‌ها یا دریاهای باز، و به‌طور‌کلی اکوسیستم‌های آبی، مختوم می‌شود که منابع آبِ موجود در آنها، شور یا لب شور است. با توجه به اینکه آب شیرین، چگالی کمتری نسبت به آب شور دارد، آب شیرین در بالای آب زیرزمینی شور قرار می‌گیرد. در شرایط طبیعی، مرز بین آب شور و آب شیرین به یک نقطه تعادل می‌رسد. وقتی آب از یک سفره آب زیرزمینی که نزدیک آب زیرزمینی شور است، پمپاژ می‌شود، مرز آب شیرین و شور حرکت خواهد کرد. اگر مرز بین آب شور و شیرین به اندازه‌ای جابه‌جا شود که برخی از چاه‌ها را دربر بگیرد، چنین چاهی شور خواهد شد.
در صورت بهره‌برداری بیشتر از حد مجاز و افت سطح ایستابی در آبخوان‌های آب شیرین، شیب منابع آب زیرزمینی که به‌طورطبیعی از طرف سفره آب شیرین به سمت آب‌های شور است، معکوس شده و این پدیده موجب نفوذ (برگشت) آب‌های شور به داخل آبخوان‌های آب شیرین می‌شود و چنانچه بهره‌برداری غیرمجاز ادامه یابد و افت سطح ایستابی متوقف نشود، میزان و دامنه نفوذ آب‌های شور نیز اضافه شده و این فرایند نهایتا به چاه‌های بهره‌برداری از منابع زیرزمینی رسیده و بهره‌برداری از آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد‌. متأسفانه پدیده نفوذ آب شور در بخش‌هایی از مناطق کویری و حتی ساحلی در ایران مشاهده شده است. همچنین در دشت‌ها به‌علت اینکه لایه‌ها یا طبقات بالایی از آب سبک‌تر و شیرین‌تر‌ی برخوردارند، اضافه بهره‌برداری باعث تخلیه لایه‌های آب شیرین و برداشت از لایه‌های زیرین، که املاح بیشتری دارند، می‌شود. افزایش املاح نیز خورند‌گی و رسوب‌گذاری در تأسیسات بهره‌برداری را به دنبال دارد.
کاهش آبدهی و عمر چاه‌های موجود: ازآنجایی‌که عمق چاه‌های حفر‌شده اغلب فقط بخشی از منطقه اشباع را شامل می‌شود، با افت سطح ایستابی و فشار هیدرواستاتیکی*، عملا میزان بهره‌برداری به‌تدریج کاهش یافته و صاحبان چاه‌ها به منظور جبران آبدهی چاه، مرتبا درخواست جابه‌جایی چاه و حفاری اضافی (کف‌شکنی) را برای تأمین آبدهی به میزان قبلی می‌کنند. در نتیجه کج‌شدن جدار چاه‌ها، خارج‌شدن تجهیزات آبکشی از حالت تراز و بروز نقص فنی در چاه‌ها، موجبات کاهش عمر آنها فراهم می‌شود. افت مداوم سطح آب علاوه بر تحمیل هزینه و انرژی بیشتر برای بهره‌برداری به میزان ثابت، تخلیه و نهایتا کاهش ظرفیت کل آبخوان را به همراه دارد.
آلودگی منابع آب زیرزمینی: به‌طور‌محلی، سرعت جابه‌جایی آب زیرزمینی آلوده و شانس اینکه آب زیرزمینی آلوده از طریق یک چاه دارای پمپ برداشت شود، افزایش می‌یابد. به‌علاوه، کیفیت آب زیرزمینی در برابر سوءمدیریت کاربری آب و زمین، روش‌های دفع فاضلاب و پسماندها و آلودگی‌های تصادفی آسیب‌پذیر است. به دلیل سرعت معمولا کُند حرکت آب زیرزمینی، حرکت آلودگی و گسترش آن نیز کُند است. بعد از آلوده‌شدن این مخازن، حتی اگر منبع آلودگی فعال نباشد، زمان طولانی و هزینه‌های زیادی، برای رسیدن به شرایط بهتری از کیفیت لازم است.
اثرات زیست محیطی: به‌علت تبادل دوسویه بین آب‌های سطحی و زیرزمینی در نواحی‌ای که سطح آب زیرزمینی همسطح زمین باشد، افت سطح آب در بسیاری از سفره‌های آب زیرزمینی باعث کاهش و خشکیدگی منابع آب سطحی نظیر رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و خشکیدگی رطوبت خاک در ناحیه غیراشباع خاک شده است. این پدیده به نوبه خود، اکوسیستم‌های موجود در این مناطق و نواحی را به‌صورت مخربی متأثر می‌کند. خشک‌شدن تدریجی دریاچه ارومیه و رودخانه زاینده‌رود در ایران، نمونه‌هایی از این تخریب بشر است.
افرایش مناقشات بهره‌برداران: اقدامات و فعاليت‌هايي كه در زمينه كاربري و كنترل منابع آب میان مصرف‌کنندگان و در مصارف مختلف صورت مي‌گيرد، مي‌تواند با يكديگر تقابل و تناقض داشته و بالقوه مسائل و پيچيدگي‌هاي زيادي را به‌وجود آورد. برخی از منابع آب در شرایطی در دسترس جامعه قرار می‌گیرند که حقوق بهره‌برداران را نمی‌توان از تعرض دیگران به راحتی مصون داشت و این تعرض موجب کاهش منابع در دسترس و آثار و پیامدهای منفی بر صاحبان حقوق و جامعه می‌شود. معمولا ممکن است مقامات مسئول صدور مجوز بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی، برای صدور مجوزهای جدید در مناطقی که تعادل تغذیه و برداشت آب آنها برقرار نیست، تحت فشار باشند و یا برداشت غیرقانونی از این سفره‌ها انجام پذیرد. این اضافه برداشت‌ها موجبات اضرار به حقوق بهره‌برداران موجود را فراهم می‌سازد. در مناطقی که جریان‌های سطحی از منابع آب زیرزمینی تغذیه می‌شوند، کاهش در جریان پایه آب سطحی در نتیجه کاهش ذخایر آب زیرزمینی، تأمین حقابه‌های موجود آب سطحی را نیز با مشکلات زیادی روبه‌‌رو می‌کند. خشک‌سالی نیز می‌تواند تأثیرات ماندگاری بر شرایط آبخوان باقی بگذارد. ازجمله یک عکس‌العمل معمول در دوره‌های خشک‌سالی حفر چاه‌های بیشتر است که تداوم بهره‌برداری از این چاه‌ها، از جمله تغییرات دائمی در شرایط سفره است که موجبات افزایش مناقشات در حقوق بهره‌برداری از منابع آب باقی‌مانده را فراهم می‌کند.

شرق

سیاست‌ها عوض شده است

  عیسی کلانتری  |   دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه |

سدسازی در جاهایی که مورد نیاز است باید با رعایت ضوابط و شرط رعایت مسائل فنی و مهندسی زیست‌محیطی و اجتماعی صورت بگیرد. اثرات زیست‌محیطی و اجتماعی سدسازی در گذشته مطرح نبود و به همین دلیل در مواردی ما را با مشکل مواجه کرد. بخش عمده خسارت‌هایی که در اثر کمبود بارش به‌وجود می‌آید، ناشی از همین مسأله است.  سدسازی با توجه به ویژگی‌های بارشی کشور ما باید اتفاق می‌افتاد اما حرف ما روی تعداد سدهاست. در حوزه دریاچه ارومیه تعداد ٣٦ سد ساخته شده و درحال‌احداث به این دریاچه ضربه‌زد. طبق آماری که اخیرا خود وزارت نیرو اعلام کرده است، حقابه زیست‌محیطی این دریاچه ٢‌میلیارد و ٦٠٠‌میلیون مترمکعب در‌ سال است. ولی آنچه در چند‌سال اخیر اتفاق افتاد، باعث شد آبی که نهایتا وارد این دریاچه می‌شود ٩٠٠‌میلیون مترمکعب باشد. درواقع ٥/١ میلیارد مترمکعب آب وارد اطراف دریاچه می‌شود که ٩٠٠‌میلیون مترمکعب آن به دریاچه می‌رسد و بقیه تبخیر می‌شود. در ١٠‌سال گذشته این روند حاکم بوده و بخش عمده‌ای از این معضل به سدهای ساخته‌شده و بخشی به اضافه برداشت‌های کشاورزان از چاه‌ها و پمپاژ‌ها و بخشی هم به خشکسالی برمی‌گردد. امسال به نسبت ٢٠‌سال گذشته ١٨‌درصد کاهش بارندگی داشتیم. با این وجود عمده آبی که از این دریاچه برداشت شده صرف توسعه کشاورزی شده است. در ابتدای انقلاب زمین‌های کشاورزی این منطقه ٣٠٠‌هزار هکتار بوده و درحال‌حاضر  به ٥٠٠‌هزار هکتار رسیده است. ١٢٠‌هزار هکتار از این افزایش در دولت هشتم و نهم اضافه شده است. همچنین با وجود تمام این مشکلات تغییر کشت هم از گیاهان کم‌آب‌بر به گیاهان پرآب‌بر اتفاق افتاده است. یعنی علاوه‌بر این‌که سطح باغات از ١٩‌درصد به ٣٦‌درصد افزایش پیدا کرده، محصولات کم‌آبی چون انگور به سیب و گندم به ذرت تغییر کشت داده شده‌اند. این مسأله تا پیش از سدسازی در این منطقه وجود نداشت و صرفا کشت زمستانه می‌شد اما سدها، آب‌ را ذخیره‌کردند و کشاورزان در فصل بهار و تابستان به اراضی آب دادند. همچنین چاه‌های غیرمجاز حفر شد که این مشکل را تشدید کرد. به دلیل همین مشکلات ٤ سد نیمه‌کاره را تعطیل کردیم.  محیط‌زیست برای ما جایگاهی نداشته است و هیچ وقت حقابه‌ها را در برنامه‌هایمان ندیده‌ایم و همه آبی که در رودخانه‌ها جاری بوده، صرف توسعه کردیم و این مصیبت سر کشور آمد. در تمام دنیا اول حقابه محیط‌زیست را می‌دهند. ضعف سیاست‌های زیست‌محیطی کشور باعث شد خیلی از سدهایی که نباید ساخته می‌شد، ساخته شوند. اما اکنون سیاست‌های وزارت نیرو هم در راستای توسعه پایدار و حفظ محیط‌زیست قرار گرفته و برای نخستين‌بار وزیر نیرو حقابه‌های زیست‌محیطی رودخانه‌های را مشخص کرده. این حقابه ١١‌میلیارد مترمکعب است که برای سرپا نگه‌داشتن تالاب‌ها و رودخانه درنظر گرفته شده است. خوشبختانه الان سیاست‌ها عوض شده. اگر پیش از این بدون بررسی مسائل زیست محیطی سدها ساخته می‌شد، الان دولت استدلال‌های محیط‌زیست را می‌پذیرد و اگر قانع شود که سدها به‌نفع کشور نیستند، جلوی آنها را می‌گیرد.

روزنامه شهروند

نماز و آب

اباصلت ابراهیمی

نماز و آب دو مقوله ای که دارای کارکردهای مشترکی هستند که به بعضی از این تشهابهات اشاره می گردد:

ـ طهارت:

آب، به عنوان یکی از مطهرات به حساب می آید که هر انسان در طول زندگی از آن بهره مند است. هیچ چیز مثل آب نمی تواند انسان را طهارت دهد. در مقابل نماز هم همین خاصیت را در روح انسان ایفاء می کند. نماز باعث طهارت روح از حجابهای ظلمانی، غفلتها و شرک هایی هستند که باعث دوری از خدای بزرگ می شوند.

ـ زنده کننده:

معروفترین آیه ای که در مورد آب وجود دارد، واژه « حی» به معنای زنده کننده و احیاگر است. آب، حیات را در سرتاسر عالم جاری می سازد و بدون آن حیات واژه ای است بی معنی. در سوره انبیاء خداوند متعال، خطاب به آنهایی که کفر می ورزند می فرماید: «أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ» آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى‏آورند.»   (انبیاء/30)

نماز هم احیاگر روح انسانی است و بدون این ارتباط معنوی بین خالق و مخلوق انسان جز مرده ای بیش نیست و فقط حیات نباتی دارد. این در حالی است که کل عالم در تسبیح خدایند.(جمعه/ا)

ـ آبادانی:

یکی از خاصیتهای آب، وجود آبادی هاست. این آبادانی را از سکنی گزیدن انسانهای قبل در کنار رودخانه ها و تشکیل جامعه انسانی بگیرید تا آبادی شهرها که بدون آب امکان پذیر نبود.

نماز هم که مظهر ذکر خدایی است ، قلب و جان انسان را آباد می کند. عمران و آبادی روح انسانی در گرو ذکر خدا و وجود اتصال بین بنده و خدای بزرگ هست که بهترین آن نماز بوده که در حالات مختلف بخصوص سجده، این جلوه ارتباطی به منصه ظهور می رسد.

ـ آرامش:

وقتی که انسان تشنه هست، اضطراب ناشی از تشنگی وجود انسان را فرا می گیرد. آدمی پس از سیراب شدن از آب، احساس آرامش عجیبی می کند.

انسان مومن هم همچون تشنه ای است که با هر نماز روحش سیراب می شود. آرامش واقعی فقط در سایه ذکر الهی میسر خواهد شد: «الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد.»  ( رعد/28)

ـ سلامتی:

آب به عنوان بهترین نوشیدنی دنیا و آخرت (جامع الصغیر ، ج 1 ، ص 619)، برای سلامتی انسان نیز مهم است. اگر مقدار آبی را که بدن به آن نیاز هست، مصرف نشود، قطعا انسان دچار بیماری ها و مرض هایی می شود . پس آب یکی از نعمت های لایزال پرودگار، باعث سلامتی و مبتلا نشدن به چنین بیماری هاست.

نماز، اگر نماز خوب و با خضوع و خشوع و حضور باشد، همین خاصیت را در روح انسان ایجاد می کند. نماز باعث خواهد شد که انسان از کارهای زشت و ناپسند که ناشی از بیماری روحی است ، مصون بماند . در قرآن کریم نیز به این خاصیت نماز اشاره شده است: « وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَر» و نماز را برپا دار كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى‏دارد.» (عنکبوت/45)

شناخت آب

عیسی میرزایی 

ملت‌های قدیم درباره آب‌شناسی اطلاعاتی داشته‌اند. هومر، افلاطون، ارسطو و قرن‌ها بعد، پیرپرول فرانسوی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که نزول برف و باران برای تامین آب رودخانه‌ها و جریان آن‌ها کافی نیست و نتیجه آن است که علاوه بر نزولات آسمانی منابع دیگری هستند که آب رودخانه‌ها و چشمه‌ها را تامین می‌کند.

مصری‌ها از ابتدای تاریخ با طغیان‌های رود نیل آشنایی داشتند و روش آبیاری خود را طوری ایجاد می‌کردند تا دره دلتای نیل حاصلخیز شود. بعضی از کتیبه‌ها نشان می‌دهد که در 2800 سال پیش از میلاد مسیح ساکنان مصر کاهش و افزایش آب رودخانه را اندازه می‌گرفتند. خرابه‌های دریاچه مورایس، بزرگترین ذخیره آب در دره نیل برای حدود 20 میلیون جمعیت مصر در دو هزار سال پیش از میلاد بوده است.

پادشاهان آشور در چهار هزار سال پیش با ساختن دریاچه‌های مصنوعی زمین‌های لم یزرع اطراف دجله و فرات را تبدیل به باغ‌های سبز و خرم کرده و مجاری تقسیم کننده‌ای برای آبیاری ساخته بودند و در زمان سناخریب یکی از پادشاهان آشور (705-681 پیش از میلاد) به وسیله قرقره‌هایی آب را از چاه بیرون می‌کشیدند.

هندی‌ها از چهار صد سال پیش از میلاد مقدار بارش باران را معلوم می‌کردند و مخزن‌ها و مجاری آبیاری داشته‌اند.

پالایش آب نیز یکی از مواردی است که از زمان‌های بسیار قدیم به آن آشنایی داشته‌اند. چهار هزار سال قبل از چینی‌ها و مصری‌ها زاج را در تغارهای آب برای زلال شدن آن می‌ریختند. در کتاب طبی هندی‌ها به سانسکریت که به دو هزار سال پیش از میلاد مسیح مربوط است، سفارش شده که بهتر است آب در ظروف مسین نگهداری شود و در معرض نور آفتاب قرار گیرد و به وسیله زغال صاف گردد.

پالایش آب در سبو و کوزه‌های سفالین و تغارهای مسین جزو باورها به شمار می‌رفت و از کوزه و سبو و تغارها برای آوردن آب از چشمه و قنات و ... استفاده می‌شد که هنوز پاره‌ای از عشایر کشور ما سنت گذشته را حفظ کرده‌اند ولی این وسایل کم کم جای خود را به ظروف پلاستیک می‌دهند و خود به تدریج جایگاهی در موزه‌ها جستجو می‌کنند. 

در آمدی بر مدیریت ریسک و پدافند غیر عامل

تورج مهدی زاده ملاباشی

ttouraj@gmail.com

در یک تعریف ساده، ریسک یعنی «احتمال ورود خسارت» مدیریت ریسک از عناوین مرتبط با مدیریت سازمان و نیز پدافندغیرعامل در شرایط بحرانی است. قطعا علم بر مدیریت ریسک، کاهش خطر را در تمامی مویرگ‌های فرآیندی سازمان در پی خواهد داشت و هر چه میزان آسیب‌پذیری بالا باشد کاهش خطر و ریسک، انرژی زیادی از مدیر خواهد گرفت.

هم در شرایط بحرانی و هم در شرایط عادی در بازارهای تولید و عرضه رقابتی مثل بازار عرضه و تقاضای آب، مدیر مربوطه با محیطی بسیار پیچیده و پویا و البته سیاسی سروکار دارد، لذا در سازمان‌های فعال در زمینه تامین و توزیع آب، عدم اطمينان محيطي و شدت رقابت بر سر اِلمان‌های قدرت بسیار بالا بوده و همین موضوع، مدیران را با چالش‌هاي متعدد مواجه می‌کند. سرعت بالاي تغييرات در تکنولوژی، سبب افزايش رقابت و تخصصی شدن مديريت در حوزه آب گرديده است. مدیر یک سازمان آب محور باید با استراتژی‌های مقابله با انواع ریسک آشنا بوده و بر آن‌ها تسلط داشته باشد تا بتواند کشتی مدیریت آب را به ساحل رهنمون سازد، استراتژي‌هایي همچون انتقال ريسک به بخش‌هاي ديگر، اجتناب از ريسک، کاهش اثرات منفي ريسک و پذيرش قسمتي يا تمامي پيامدهاي يک ريسک خاص.

مديريت ريسک سنتي، تمرکزش روي ريسک‌هاي جلوگيري کننده از نیروها و عوامل طبیعی بود (مثل سیل، طوفان، حوادث و سوانح روزمره، آتش سوزي‌ها، تصادفات، مرگ و مير و دادخواهي‌ها)، اما ریسک ناملموس مهم‌تر از ریسک‌های سنتی است.

مديريت ريسک ناملموس، يک نوع جديد از ريسک را با احتمال وقوع صد درصد و قطعی معرفي مي‌كند، ولي در سازمان‌ها به‌خاطر فقدان توانايي تشخيص، معمولا توسط مدیران ناديده گرفته مي‌شود. براي مثال ريسک دانش، زماني رخ مي‌دهد که دانش داراي ضعف و نقص به‌کار برده شود. ريسک روابط، زماني رخ مي‌دهد که همکاري‌های بین کارکنان در راستای اهداف سازمان نباشد لذا از نظر سازمانی روابط بین آن‌ها نه تنها بي‌اثر و بی‌نتيجه خواهد بود بلکه مخرب نیز خواهد بود و باید در هم شکسته شده و یا با شایسته سالاری در مسیر اهداف غایی بکار گرفته شود. شایسته‌سالاری در این محتوا، سلیقه‌ای نبوده و باید روایی و پایایی داشته باشد یعنی هر کس دیگر در همان موقعیت، تصمیم درستش بر این تصمیم منطبق باشد، ريسک فرايند عملياتي، زماني رخ مي‌دهد که عمليات بي‌ثمري اتفاق افتد. اين ريسک‌ها به‌صورت مستقيم بهره‌وري حاصله از دانش پنهان و آشکار کارکنان را کاهش داده و باعث فقدان فاکتور مقرون به صرفه بودن از همه جهات از جمله اقتصادي، مالی، خدمات، کيفيت، شهرت و کمیت و کيفيت درآمدها مي‌شود. در واقع مديريت ريسک ناملموس باعث مي‌شود ارزش‌هاي آني و مستقيمي خلق شود.

ارزيابي ريسک يکي از مراحل مهم مديريت ريسک بوده و با توجه به وجود ريسک‌هاي فروان و نيز لزوم صرف بهينه منابع در زنجيره تامين، اهميت زيادي دارد و نادیده گرفتن آن و حتی اجرای ناقص این فرایند ممکن است خسارات جبران‌ناپذیری را بر بخش‌های مختلف زنجیره تامین آب در سازمان‌های آب وارد کند.

پس از ارزیابی ریسک، آخرین اقدام مهم، رتبه‌بندی ریسک‌هاست. رتبه‌بندي ريسك‌ها از ارکان اصلي مديريت ريسک بوده و امکان ارایه پاسخ مناسب و به موقع به خطرات را  توسط سازمان آب فراهم مي‌کند.

آب‌، این نعمت بی‌مانند خداوندی

 محمد رضا نوذریان  

آب نعمت بی‌مانند پروردگار هستی بخش و لازمه حیات موجودات زنده است. اگر آب در این گیتی نبود یقینا زندگی آدمیان ناممکن می‌شد بنابراین چنان چه بگوییم این ماده‌، از آغاز آفرینش انسان‌، مهم‌ترین عنصری است که در زندگی او اثرگذاشته و ضامن دوام و بقای او بوده سخنی گزاف نیست‌. شاید به همین دلیل بود که آب‌های روان در طول تاریخ همواره مورد توجه و غالبا کانون تجمع انسان‌ها برای زندگی کردن در کنار هم واقع شدند و بدین گونه قدیمی‌ترین تمدن‌های بشری در جوار رودهای مهمی چون نیل‌، کارون‌، سند‌، جیحون‌، سیحون و... آغازیدن گرفتند.

 اهمیت آب در برخی فرهنگ‌ها تا اندازه‌ای بود که این مایع حیات بخش مورد ستایش قرار گرفت و برای مثال، ملل مختلف، مهم‌ترین رود جای گرفته در سرزمین مادری‌شان را عزیز داشتند. بر این اساس می‌توان تنزیه آب را به عنوان نماد باروری، رویش و زندگی، جریانی برخاسته از باورها و ساختارهای اندیشه‌ای انسان کهن، بازخوردی از روان او و جلوه‌ای ازتفکرش در این‌باره دانست.

در همین راستا، ماده لطیف و طراوت آفرین‌ گیتی، از دیرباز نزد ایرانیان باستان هم، جایگاهی ايزدي یافت تا جایی که در اوستا نیز به اهميت و ارزش آن اشاره شده و «آناهيتا»  به عنوان ايزد بانوي آب و باران و فرزند اهورا مزدا در ایران کهن مورد ستايش قرار گرفت. برخی منابع نوشتاری، نشانه‌هایی از این رویکرد ارزشمند دارند که مردم سرزمین دیرپای ایران به موجب باورهای دیرین خود مبنی بر ضرورت پاکیزه نگه داشتن آب، از رفتارهایی مانند انداختن خدو و یا بول کردن در آب روان که ممکن بود منجر به ناپاکی و آلودگی آن شود پرهیز و این گونه رفتارها را بخشی از بایدهای زندگی می‌دانستند که این رویه قابل تامل می‌تواند موید ریشه‌دار بودن مقوله پاسداشت آب در این سرزمین و نشان‌گرتعلق داشتن این ارزش فرهنگی از گذشته‌های دور به جامعه ایرانی باشد.

این که دانشمند پرافتخاری چون ابوریحان بیرونی هم در کتاب ارزنده خود «آثارالباقية» به موضوع آب و باورهای  مرتبط با آن نگاهی انداخته و این مضمون را بازگویی کرده که نیاکان ما در روزگاران کهن، يازدهم اسفند را با این باور که خداوند، آب را در این روز آفرید روز «خور» نامیده بودند حائز اهمیت و سندی بر اثبات نوع نگرش‌ها به این موضوع است. علاوه بر آن سیری در لابه‌لای متون ادبی به یادگار مانده از پیشینیان نیز می‌نمایاند آب درکنار سه عنصر ديگر یعنی خاك و باد و آتش که مواليد سه گانه یعنی جماد، نبات و حيوان را موجب مي‌شوند جای دارد.

مرد تکرار ناپذیر ادب حماسی ایران و جهان، حکیم ابوالقاسم فردوسی در خدای نامه خود، بارها به مقوله آب پرداخته و مثلا سنت‌هایی مانند گذر از آب به عنوان نماد کسب پیروزی در زندگی برخی شاهان و پهلوانان از جمله فریدون، کیخسرو، اردشیر و حتی رستم و سهراب را مورد تبیین و توجه قرار داده است. مطابق باورهای رایج در آن روزگاران، آب صبغه شفادهی نیز داشته تا جایی که برخی جنگ‌آوران نامی پس از برداشتن زخم‌های کاری در نبردهای سخت بهبود آن‌ها را در آب می‌جستند.

جای تامل است که آب در طول تاریخ حیات بشر، تنها عاملی برای پـاك سـاختن اجـسام از ناپاکی‌های مـادي و فیزیکی نبوده بلکه به موجب باورهای دیرپای ایرانیان باستان و در قالب آدابی چون غسل تعمید در آیین میترایی، عنصری برای تطهیر معنوی و زمینه‌ساز حیاتی عرفانی برای افراد نیز بوده تا جایی که برای نمونه در شاه نامه فردوسی سراغ داریم فریدون - شهریار نامی و اساطیری ایران - بعد از سرنگونی ضحاک مار به دوش، از دختران جمشید که  در شبستان او بوده اند خواست به آیین معنوی، سر و تن با آب بشویند تا جسم و روان شان پاک شود « ... بفرمود شستن سران شان نخست / روان شان پس از تیرگی‌ها بشست ... » و یا بهـرام گور پـس از آن كـه  دختر شاه هند را كه به ديني ديگر بود به همسری گرفت و با خود به ايـران آورد دستور داد در اجراي مراسم پذیرش دین جدید،  خـود را بـا آب نيز بشويد: « ... بشستش به دین به و آب پاک/ ازو دور شد گرد و زنگار و خاک ... »

فراتر از همه اینان، قرآن مجید به عنوان برترین سند فرهنگی آفرینش در بخش‌های مختلف، از جمله قسمتی از آیه 30 سوره مبارک انبیاء « و جعلنا من الماء کل شیء حی ... » آب را لازمه زنده بودن و زنده ماندن هستی و روان  شناسانده و حجت را در این‌باره برای همگان تمام کرده که به نوعی می‌توان آن را مهر تاییدی بر درستی بسیاری از باورهای مردم بزرگ ایران زمین در روزگاران بسیار دور هم دانست.

به رغم این اوصاف، به نظر می‌رسد الگوی مصرف آب در جامعه کنونی ما مناسب نیست و در رویکردی مغایر با آموزه‌های الهی و قرآنی، الگویی توام با زیاده‌روی است که منجر به هدر رفت آب‌های شیرین و نهادینه شدن تدریجی اسراف در جامعه می‌شود. جا دارد با همتی عمومی، از این نعمت بی‌جایگزین پروردگار هستی بخش، سپاس‌گزارانه و با شیوه‌ای بهین استفاده کنیم تا وعده آن مهربان بی‌همتا « ... لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ ... » به بهترین وجه در زندگی همه‌مان تحقق و عینیت یابد.