«قلكهاي آبي» ايران در خطرند!
به نظر ميرسد، مرثيهاي ديگر در آستانه نواخته شدن است و آن، آهنگ تخريب كوههاي زاگرس است كه براي دسترسي به آخرين منابع آبي در كشور نواخته ميشود!
متاسفانه دولت با هدايت آگاهان در شوراي عالي آب كشور، به منابعي چشم دوخته كه بنده به عنوان تحليلگر نگران مسائل و منابع آب كشور، نام آن را «قلكهاي آبي» گذاردهام و اين نامگذاري، دلايل تاريخي و اجتماعي دارد. در سالهاي نه چندان دور و حتي اكنون نيز خانوادههاي كمدرآمد، معمولا براي پسانداز ماهانه جهت تضمين آينده و تحصيل فرزندان، قلكهاي سفالي يا پلاستيكي ميخريدند و در مواقع بسيار، آن را در جايي دور از چشم ديگران، معمولا در بلنديها و يا زيرزمين چال ميكردند. پس از گذشت چند ماه يا چند سال، به محض اينكه اوضاع جاري و مالي و جيب نانآور خانواده وخيم ميشد، به اين قلكها پناه ميبردند. متاسفانه نسل جديد با اين واژه تا حدود زيادي بيگانه است و هر آنچه دارد، ميريزد و ميپاشد و اساسا در قاموس مصرفگرايي او، واژهاي به نام قلك معني و مفهومي قابل ذكر ندارد. يعني دقيقا همان روندي كه در بخش آب و منابع آب كشور بهطور كامل و حرفهاي و به اقتباس از رفتار جوان امروزي اجرا شده است! حكايت و نمايشنامه غمانگيز آب و بحران آب در كشور كه با خالي شدن منابع زيرزميني و نشست زمينها ميرود تا ابعاد گسترده بيابد، اكنون توسط نويسندگان و طراحان سناريو، به تصوير سكانس پاياني نزديك ميشود.
اين سناريو در جلسه دوازدهم مهرماه امسال توسط معاون اول رييسجمهور مورد تاكيد قرار گرفته و قرار است نگارش آن با تشكيل كارگروهي ويژه آغاز شود. اين كارگروه با دستور همان مقام محترم براي بررسي امكان برداشت از منابع آب كارستي كشور تشكيل ميشود.
بنابراين درخواست، قرار است در اين كارگروه، نمايندگان وزارت نيرو، سازمان برنامه و بودجه، سازمان زمينشناسي و اكتشافات معدني، سازمان حفاظت از محيط زيست و ساير دستگاههاي ذيربط (معلوم نيست چرا ذكر نشده!) تشكيل شود تا ابعاد و زواياي مختلف اين كار درخصوص امكان برداشت از اين منابع را مورد بررسي قرار دهند.
به گزارش شخص وزير نيرو در نشست شوراي عالي آب، مركز ملي مطالعات و تحقيقات كارست كشور از جمله مراكز زيرمجموعه اين وزارتخانه است كه مطالعات گستردهاي در اين حوزه انجام داده و قرار است به اتفاق سازمان زمينشناسي و سازمانهاي نامعلوم ديگر، تحقيقات و اقدامات بعدي را در اين زمينه به ويژه در كرانههاي كوههاي زاگرس آغاز كنند.
اين آبها توسط تصميمگيران شوراي عالي آب، آبهاي فوق استراتژيك كشور نامگذاري شده و اكنون با اين مصوبه، مجوز دولت براي استخراج آن، صادر ميشود!
حتي قرار است در اين مورد نه فقط از يافتهها و تجهيزات دو سازمان مذكور كه حتي از اطلاعات وزارت نفت، سازمان انرژي اتمي و (...) در اين زمينه بهرهبرداري شود و بدين ترتيب، بررسي همه جانبه و دقيق در مورد منابع آب كارستي كشور انجام پذيرد.
البته اين شورا، لطف فرمود! و يادش نرفته كه خاطرنشان كند، بهرهبرداري از اين منابع فوقاستراتژيك، فقط براي مصرف آب شرب بوده و به جهت حفظ حقوق بينالمللي، بايد در چارچوب خاص و ضابطهمند توسط وزارت نيرو انجام شود. ملاحظه فرموديد، چقدر دلسوزي و آيندهنگري! و البته «زيركي» در اين توصيه ديده ميشود.
با اين اقدام و آيندهنگري! تعجب نكنيد اگر بشنويد، از همين فردا، گروههايي به اطراف رشته كوههاي زاگرس و... اعزام شوند تا دل و روده كوهها را براي دستيابي به آبهاي پنهان «كارست»ها در عمق كوههاي مظلوم ايران بيرون بريزند!
واقعا دست مريزاد به اين همه درايت! به اين همه آيندهنگري! به اين همه دلسوزي و به اين همه جوانمردي!
گفتني است، منابع زيرزميني آبي دو بخش عمده دارد. بخش اصلي آن را منابع آبي در آبرفتها و آبخوانهاي دشتهاي مظلوم كشور تشكيل مي دهند كه اكنون پر از خالي شده است! و بخش فرعي آن در زير كوهستانهاي آهكي است، آنگاه كه آب باران و برف سالانه نازل شده از آسمان، از طريق نفوذ به داخل سنگهاي آهكي و داراي شكاف و خلل و فرج جريان مييابد. اين منابع در عمق كوههاي كشور به وجود ميآيد و بناست، محققان و مهندسان و... آنها را بيشتر در كوههاي زاگرس البته با انجام تحقيقات ضروري و عمليات اكتشاف پيدا كنند و به دام اندازند! چنانكه آبهاي روان سطحي را در پشت سدها به دام انداختند!
و اين همان مرثيهاي است براي تخريب كوههاي زاگرس قد برافراشته كشور كه در ابتداي مطلب عنوان شد!




محمدرضا نوذریان

رعایت مسائل فنی و مهندسی زیستمحیطی و اجتماعی صورت بگیرد. اثرات زیستمحیطی و اجتماعی سدسازی در گذشته مطرح نبود و به همین دلیل در مواردی ما را با مشکل مواجه کرد. بخش عمده خسارتهایی که در اثر کمبود بارش بهوجود میآید، ناشی از همین مسأله است. سدسازی با توجه به ویژگیهای بارشی کشور ما باید اتفاق میافتاد اما حرف ما روی تعداد سدهاست. در حوزه دریاچه ارومیه تعداد ٣٦ سد ساخته شده و درحالاحداث به این دریاچه ضربهزد. طبق آماری که اخیرا خود وزارت نیرو اعلام کرده است، حقابه زیستمحیطی این دریاچه ٢میلیارد و ٦٠٠میلیون مترمکعب در سال است. ولی آنچه در چندسال اخیر اتفاق افتاد، باعث شد آبی که نهایتا وارد این دریاچه میشود ٩٠٠میلیون مترمکعب باشد. درواقع ٥/١ میلیارد مترمکعب آب وارد اطراف دریاچه میشود که ٩٠٠میلیون مترمکعب آن به دریاچه میرسد و بقیه تبخیر میشود. در ١٠سال گذشته این روند حاکم بوده و بخش عمدهای از این معضل به سدهای ساختهشده و بخشی به اضافه برداشتهای کشاورزان از چاهها و پمپاژها و بخشی هم به خشکسالی برمیگردد. امسال به نسبت ٢٠سال گذشته ١٨درصد کاهش بارندگی داشتیم. با این وجود عمده آبی که از این دریاچه برداشت شده صرف توسعه کشاورزی شده است. در ابتدای انقلاب زمینهای کشاورزی این منطقه ٣٠٠هزار هکتار بوده و درحالحاضر به ٥٠٠هزار هکتار رسیده است. ١٢٠هزار هکتار از این افزایش در دولت هشتم و نهم اضافه شده است. همچنین با وجود تمام این مشکلات تغییر کشت هم از گیاهان کمآببر به گیاهان پرآببر اتفاق افتاده است. یعنی علاوهبر اینکه سطح باغات از ١٩درصد به ٣٦درصد افزایش پیدا کرده، محصولات کمآبی چون انگور به سیب و گندم به ذرت تغییر کشت داده شدهاند. این مسأله تا پیش از سدسازی در این منطقه وجود نداشت و صرفا کشت زمستانه میشد اما سدها، آب را ذخیرهکردند و کشاورزان در فصل بهار و تابستان به اراضی آب دادند. همچنین چاههای غیرمجاز حفر شد که این مشکل را تشدید کرد. به دلیل همین مشکلات ٤ سد نیمهکاره را تعطیل کردیم. محیطزیست برای ما جایگاهی نداشته است و هیچ وقت حقابهها را در برنامههایمان ندیدهایم و همه آبی که در رودخانهها جاری بوده، صرف توسعه کردیم و این مصیبت سر کشور آمد. در تمام دنیا اول حقابه محیطزیست را میدهند. ضعف سیاستهای زیستمحیطی کشور باعث شد خیلی از سدهایی که نباید ساخته میشد، ساخته شوند. اما اکنون سیاستهای وزارت نیرو هم در راستای توسعه پایدار و حفظ محیطزیست قرار گرفته و برای نخستينبار وزیر نیرو حقابههای زیستمحیطی رودخانههای را مشخص کرده. این حقابه ١١میلیارد مترمکعب است که برای سرپا نگهداشتن تالابها و رودخانه درنظر گرفته شده است. خوشبختانه الان سیاستها عوض شده. اگر پیش از این بدون بررسی مسائل زیست محیطی سدها ساخته میشد، الان دولت استدلالهای محیطزیست را میپذیرد و اگر قانع شود که سدها بهنفع کشور نیستند، جلوی آنها را میگیرد.


و اوست کسی که از آسمان، آبی فرود آورد؛ پس به وسیله آن از هر گونه گیاه برآوردیم، و از آن [گیاه] جوانه سبزی خارج ساختیم که از آن، دانههای متراکمی برمیآوردیم. و از شکوفه درخت خرما خوشههایی است نزدیک به هم. و [نیز] باغهایی از انگور و زیتون و انار- همانند و غیره همانند- خارج نمودیم. به میوه آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسیدنش بنگرید. قطعا در اینها برای مردمی که ایمان میآورند نشانههاست